دیدگاه

دیدگاه یعنی پنجره ای که من از ان دنیا را مینگرم

 یعنی برداشت شخصی یا یک نظر . ممکن است چیزی که من میبینم شما نبینید زیرا من ان را در ذهن خود میبینم و این دیدگاه من است یعنی برداشت من است  ولی ممکن است برداشت خودم نباشد برداشت دیگری باشد یا یک نظر باشد  دیدگاهی که از طریق اموختن به ما منتقل میشود  یک دانستنی  بیش نیست و خیلی راحت با یک دیدگاه دیگر تغییر میکند ما این نوع دیدگاه ها را انهایی که دوستشان داریم میگیریم زیرا ذات انسان به شکلی طراحی شده که به دنبال دوست داشتنها میرود. مثل پدر و مادر یا دوستان اگر دقت کنید متوجه میشوید که بچه هایی که مدام با خانواده ی خود  مشکل دارند هرگز از دیدگاه های انها استفاده نمیکنند. 

غیر از دوست داشتن ما به انهایی که احترام میگذاریم به عنوان بزگتر هم از دیدگاه انها استفاده میکنیم کافیست فقط به خودمان دقت کنیم .نگاه مان را از دیگران بر داریم و به خود بنگریم. از کدام معلم درس را نمی اموختیم .یا از ان معلمی که دوستش نداشتیم یا از معلمی که به ان احترام نمیگذاشتیم من همیشه از خود سوال میکردم چرا باید احترام بگذام چرا باید به بزگتر احترام بگذارم چرا باید پدر ومادرم را دوست بدارم و چرا هر چه خدا گفته باید انجام دهم شاید دیر ولی متوجه شدم چون او خود ما را طراحی کرده پس میداند درون ما چگونه واکنش نشان میدهد من متوجه شدم  دوست داشتن پدر و مادر و احترام به انها در واقع برای اموختن از دیدگاه های انها که خود با گوشت و خون خود تجربه کرده اند میباشد برای خودم بوده و هست چقدر انسان زیبا طراحی شده باید دوست بدارد و احترام بگذارد تا بیاموزد

پسر نوح با بدان بنشست ........................گم شد

اگر کبوتری با کلاغها هم نشینی کند شاید پرهایش سیاه نشود ولی قلبش سیاه میشود

و اما شکل دیگر پیدا کردن دیدگاه از برداشت شخصی میباشد که زمانی که من تجربه ای کسب میکنم ان را تحلیل میکنم تا بتوانم از ان استفاده کنم مثل زمانی که فایلی را دانلود میکنید روی ان اسم میگذارید تا هر وقت خواستید از ان استفاده کنید گاهی ما اتفاقات را از طرف مردم میدانیم یااز طرفه دنیا خلاصه از طرف دشمن میدانیم که نمیگذارد به هدفمان  برسیم و این باعث میشود دیدگاه خوبی نداشته باشیم اگر من بدانم هر اتفاقی که برای من پش می اید از طرف پرورگار است که یا برای اموزش من است و یا برای امتحان من است  مشکل دیدگاه من یعنی برادشت من را حل میکند پس در نتیجه باید به خود نگاه کنم که رفتاری که انجام داده ام اصولی بوده{بر اساس قوانین خدا}یا غیر اصولی .اگر غیر اصولی میباشد باید اقرار کنم رفتارم اشتباه بوده و در صدد جبران برایم و اگر بر اساس قوانین خدا بوده پس تقویت ایمانم بوده{قویتر شدن نیاز آینده است}

/ 40 نظر / 248 بازدید
نمایش نظرات قبلی
soheil

سلام دوست عزيز من مدير وبلاگ رئال مادريد نيوز هستم اگه مايليد تبادل لينک کنيم من رو با نام رئال مادريد نيوز لينک کنيد.و بهم بگيد که با چه اسمي لينکتون کنيم. http://realmadrid1999.blogfa.com

مهدی

سلام وب خوبی داری موفق باشی

a.r.t

مطالب بسیر عالی بود

soheil

سلام ممنون.شما را با چه اسمی لینک کنم؟

حانیه

دلم می خواست:دنیا خانه ی مهر و محبت بود. دلم می خواست:مردم ، در همه احوال با هم آشتی بودند. طمع در مال یکدیگر نمی کردند. کمر بر قتل یکدیگر نمی بستند. مراد خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند، ازین خون ریختن ها ، فتنه ها ، پرهیز می کردند، چو کفتاران خون آشام ، کم تر چنگ و دندان تیز می کردند! (فریدون مشیری )

شراره

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است............. او همیشه آغوشش باز است,نگفته تو را میخواند؟؟؟

توحید

تیتر تان بسیار باطراوت بود خداقوت

آمنه

سلام مطالب زیبا و تاثیرگذاری گذاشتید ممنون از حست انتخابتون[گل]